دریغی بزرگ
خسروباقری
زندگی سایه سرگردان
سخنان لغو یک دلقک
پنجه تدریجا خفه کننده یک سرنوشت دژخیم
پرپر احتضار یک پروانه در تابش فرار آفتاب نیست.
جویی جوینده است
غلتان بر ریگ های زرین
رزمنده با خزه ها و جلبک ها
که همواره به سوی دریای فراخ نیل فام می رود
تا به بخشی از تاریخ بدل شود.
در آن رزم و رنج توامانند
تا قلب تپنده را به سنگواره ای از لعل بدل کنند
و به گنجور زمانه بسپرند.
آن را زنگ و کپک و موریانه نمی جود
از آن آجری برای کاخ سرنوشت
در سیاره لاژوردی ما می سازند.
احسان طبری "از میان ریگ ها و الماس ها"
مجله "مهرنامه" در آخرین شماره خود(37) به " بررسی میراث سیاسی و ادبی احسان طبری " پرداخته و نام پرونده را هم " مرده ریگ مارکسیسم ایرانی" گذاشته است. کاربرد واژه مرده ریگ به معنای " مال و اسبابی که از مرده باقی مانده باشد"؛ نه برای طبری و نه برای حزب توده ایران بلکه برای مارکسیسم و کاربرد برچسب " ایرانی" برای جهانبینی جهانشمول مارکسیسم از همان آغاز تردید خواننده را نسبت به غرض مهرنامه برمی انگیزد.
این پرونده پنج مقاله را در برمی گیرد که نویسندگان آن عبارتند از: بیژن مومیوند، دبیر بخش تاریخ مهرنامه؛ فرزین وحدت، مولف کتاب رویارویی ایران و مدنیت؛ مهدی یزدانی خرم، دبیر گروه ادبیات و هنر مهرنامه؛ علی رضا پنجه ای، شاعر و پژوهشگر ادبی و فتح الله بی نیاز، نویسنده ومنتقد ادبی. از این پنج مقاله سه مقاله ( یزدانی خرم، پنجه ای و بی نیاز) حتا یک منبع ندارند. فقدان حتا یک منبع برا ی نوشته هایی که به نظریه پردازی دست می زنند؛ حیرت آور نیست؟ جالب این که در مقاله بی نیاز حتی یک بار هم نامی از طبری آورده نشده است و خواننده از حضور این مقاله در پرونده احسان طبری در شگفت می ماند. در اینجا تنها بخشی از این نظریه های بی منبع آورده می شود.
خسرو باقری متولد 1337 در شهر عبید زاکانی،عارف قزوینی و علامه دهخدا.پدر،علی پاشا باقری،فولادی آبدیده و مادر ،بمانی خانم حاجی پور،بهتر از برگ درخت.لیسانس مترجمی زبان انگلیسی و فوق لیسانس زبان شناسی.مدرس دانشگاه هنر،دانشگاه هنر و معماری و دانشگاه آزاد اراک.